آزاد ایران تصویر آمریکا ایرانی عربستان

آزاد: ایران تصویر آمریکا ایرانی عربستان واشنگتن سعودی ها عربستان عربستانی واشنگتن پست عربستان سعودی

گت بلاگز اخبار اجتماعی معلوم نيست چقدر از پایتخت کشور عزیزمان ایران فروخته شده است / حناچي

پایتخت کشور عزیزمان ایران بعد از ١٢ سال در آستانه تحولی مهم و اساسی قرار گرفته هست. تحولی که در رأس آن قرار است مدیران و مسئولانی که با نگرشی مشخص پایتخت کشور

معلوم نيست چقدر از پایتخت کشور عزیزمان ایران فروخته شده است / حناچي

حناچي : معلوم نيست چقدر از پایتخت کشور عزیزمان ایران فروخته شده

عبارات مهم : ایران

پایتخت کشور عزیزمان ایران بعد از ١٢ سال در آستانه تحولی مهم و اساسی قرار گرفته هست. تحولی که در رأس آن قرار است مدیران و مسئولانی که با نگرشی مشخص پایتخت کشور عزیزمان ایران و روزگارش را اداره می کردند، عوض کردن کنند و مردان و زنان دیگری با رویکردهایی متفاوت جایگزین شوند. پایتخت کشور عزیزمان ایران در این سال ها تحولات و تغییرات زیادی داشته است که بسیاری از آن جای تقدیر و هم افزایی دارند و بعضی دیگر از موارد هم نیاز به اصلاح و بازبینی.

معلوم نيست چقدر از پایتخت کشور عزیزمان ایران فروخته شده است / حناچي

از این رو مورد نیاز است در آستانه این تحول مباحث پیش از این پایتخت کشور عزیزمان ایران مورد بررسی و بحث و نظر قرار گیرند و از این منظر خوب است پای صحبت همان مسئولان و صاحب نظران که مستقیم و غیرمستقیم دستی بر این آتش داشته اند، بنشینیم. با پیروز حناچی که این روزها به واسطه انتقادات صریح خود از مدیریت شهری و البته عقبه تخصصی که دارد، به عنوان یکی از گزینه های پیشنهادی جهت تصدی شهرداری پایتخت کشور عزیزمان ایران مطرح شده است هست، راجع به آینده پایتخت کشور عزیزمان ایران به گفت وگو نشستیم که در ادامه می آید.

پایتخت کشور عزیزمان ایران در اين سال ها با پرسشها و نارسايي هاي زيادي مواجه بوده که بسياري از آنها تا سال ها ماندگار خواهند بود، ولی بسياري از پرسشها قابل اصلاح هستند. در شرايط تغيير مديريت در شهر تهران، کدام مباحث را جزء اولويت هاي اصلي مي دانيد؟

پایتخت کشور عزیزمان ایران بعد از ١٢ سال در آستانه تحولی مهم و اساسی قرار گرفته هست. تحولی که در رأس آن قرار است مدیران و مسئولانی که با نگرشی مشخص پایتخت کشور

اصلي ترين عنوان در پایتخت کشور عزیزمان ایران که مهم هست، حرکت به سمت برنامه هست. منظور برنامه هاي داخلي شهرداري پایتخت کشور عزیزمان ایران نيست؛ منظور برنامه هاي کلان ملي است مثل اجراي کامل اهداف طرح جامع تهران، طرح جامع کنترل آلودگي هوا و طرح حمل ونقل که اگر اينها اجرائي شوند شرايط تغيير مي کند. اصلي ترين انتقاد ما هم در اين مدت عدم اجراي اين برنامه ها بود. ممکن بود شعارش را بدهند، ولي در عمل با يک محاسبه راحت مشخص بود که اين برنامه ها کنار گذاشته شده است اند. اگر در سال هاي ٩٠ تا ٩٢ حدود صد ميليون مترمربع پروانه صادر کرده ايم، يعني در برنامه حرکت نکرده ايم يا اگر حالا نزديک به ٥٠٠ هزار واحد مسکوني خالي در پایتخت کشور عزیزمان ایران داريم به دليل همين عدم حرکت به سمت برنامه هست. البته حرکت برنامه اي بسيار سخت است و همه اجزا بايد همراه باشند. از جمله اينکه بودجه هم بايد متناسب با برنامه و وقت بندي برنامه باشد.

سؤال همين هست؛ اداره کردن پایتخت کشور عزیزمان ایران با برنامه، با بودجه اي که در اين سال ها در اختيار بود امکان نداشت؟ در ادامه امکان دارد؟

مي توان با همين شرايط کار کرد. مي توانستند بدنه نهادي را سبک و چابک و از ظرفيت ها استفاده کنند. مي شود. آقاي الويري مي گفت من شهرداري را ترک کردم، ٤٥ هزار نيرو داشته و حالا اعلام مي شود عدد رسمي اي که قابل استناد هم نيست ٦٥ هزار نفر است و وقتي به شورا اين قدر اعلام مي شود، حتما بيشتر هستند.

اين سرويس و خدماتي که شهرداري در اين سال ها داده تفاوت چندان معناداري نداشته است که اين قدر بدنه سنگين شود. دولت هم بايد براي کنترل هزينه و بهره وري اقدام کند و اين روند بايد برنامه دائمي باشد.

معلوم نيست چقدر از پایتخت کشور عزیزمان ایران فروخته شده است / حناچي

اين ادعا در سال هاي گذشته همواره بوده است که پایتخت کشور عزیزمان ایران برنامه داشته و در ظاهر هم داشت، ولی در عمل روند ديگري را شاهد بوديم. درعين حال در کسب درآمد از شهر، روندي که موردنظر بود، بدون مسئله پيش رفت. شما چه موانعي را براي اداره پایتخت کشور عزیزمان ایران با برنامه مي بينيد؟ چقدر اين تغييرات طول مي کشد؟

همين که به عمد يا غيرعمد از برنامه خارج شده است ايم مسئله مهمي است که بايد به برنامه برگرديم. سيستم بايد متناسب شود و اگر آدم هاي قبلي نگاه برنامه اي داشتند که آن را اجرا مي کردند، بعد اين افراد بايد تغيير کنند و از داخل مجموعه افرادي که به حرکت برنامه اي اعتقاد دارند جايگزين شوند. هر کسي که بيايد، نمي خواهم بگويم آواربرداري مي کند، ولی حداقل تا دو سال کار بسيار دارد.

پایتخت کشور عزیزمان ایران بعد از ١٢ سال در آستانه تحولی مهم و اساسی قرار گرفته هست. تحولی که در رأس آن قرار است مدیران و مسئولانی که با نگرشی مشخص پایتخت کشور

با شهرداري در اين سال ها کار کرده ام؛ شرکت پيچيده اي است و مستعد فساد است و به همان اندازه که از نظم دور مي شود خداي نکرده به عدم شفافيت نزديک مي شود. اين عنوان نه در تهران، بلکه در همه شهرداري ها و سيستم هاي مديريتي ممکن است اتفاق بيفتد. ما در سيستم دولتي موافقت نامه، ديوان محاسبات، تخلفات اداري و بازرسي کل کشور، بازرسي خود دستگاه ها و… تخلفات را داريم و حداقل چند سيستم نظارتي عملکرد دولت را نظارت و کنترل مي کنند و باز پرسشها زيادي وجود دارد، ولي در شهرداري اين نظارت ها وجود ندارد؛ به عنوان نمونه در شهرداري چيزي به عنوان ديوان محاسبات نداريم تا اگر شهرداري اعتباري را در بودجه تصويب، ولی در جاي ديگري خرج کرد بتوان به آن ايراد گرفت.

يکي از مباحث مربوط به پایتخت کشور عزیزمان ایران در اين سال ها، بحث کسب درآمد براي پایتخت کشور عزیزمان ایران به خصوص در حوزه شهرسازي بوده هست. شما به عنوان يکي از مديراني که سال ها بنا بر مسئوليت هايي که داشته ايد با اين روند آشنا هستيد و اشتباهات آن و تخلفات را هم مي دانيد، آيا اين روند مي تواند اصلاح و به سمت درآمد پايدار برود؟

بخش زيادي از اين عنوان به کمک و همکاري دولت برمي گردد که متأسفانه بعد از شوراي دوم اين ارتباط دچار مسئله جدي شد. دولت همين حالا هم به شهرداري پایتخت کشور عزیزمان ایران کمک مي کند و در همين دولت اول دکتر روحاني حدود ١١,٨ هزار ميليارد کمک گرفته هست، ولی چون از سرچشمه و خزانه اخذ شده است و به شکل موافقت نامه نگرفته هست، هيچ وقت شهرداري پایتخت کشور عزیزمان ایران اين رقم را در حساب هايش به عنوان کمک هاي دولت نمي آورد.

معلوم نيست چقدر از پایتخت کشور عزیزمان ایران فروخته شده است / حناچي

چنين رقمي را دولت در اين مدت به وزارتخانه ما نداده و آقاي آخوندي بارها به اين عنوان اشاره کرده هست. پایتخت کشور عزیزمان ایران بايد برنامه جامعي براي متناسب کردن هزينه هاي جاري با منابع پايدار داشته باشد. اگر شهر به اين تراز برسد مي توان کارها بعدي را انجام داد. هر کاري که در شهر انجام مي شود مورد نیاز نيست حتما ايجاد عارضه هاي عظيم يا گرفتن پولي زياد از مردم به شکل مستقيم يا غيرمستقيم باشد. همين که کاري کنيم شهرداري براي اداره امور روزانه خود با مسئله مواجه نباشد کفايت مي کند و آن وقت مي توان پروژه هايي را تعريف کرد که نفع مردم و سرمايه گذار با هم در آن ديده شود.

تهران کساني را مي خواهد که اين نگاه را قبول داشته باشند، کساني که قائل به نظم و نگاه برنامه اي نباشند و حوزه هاي تخصصي در شهر را نشناسند نمي توانند براي اين شهر کاري زيربنايي کنند. مثال واضح اين عنوان دو پروژه پل طبيعت و برج ميلاد هستند؛ پل طبيعت را که اجراي آن نتيجه پيگيري هاي ما در نوسازي عباس آباد بود با برج ميلاد مقايسه کنيد. شايد يک صدم برج ميلاد هزينه برده و بهره وري بيشتري دارد و آسيب کمتري به طبيعت مي زند و استقبال بيشتري ازسوي مردم و گردشگران از آن شد و به تنهايي تبديل به يکي از جاذبه هاي پایتخت کشور عزیزمان ایران شد. اين پروژه کمترين عارضه را براي آن محدوده داشت، درحالي که براي برج ميلاد تپه هاي گيشا شخم زده شده است هست. اين پل تمام احترام را به طبيعت گذاشته است و اين تفاوت دو نگاه است که يکي دنبال پروژه هاي سنگين و پول خور و پرعارضه است که معلوم نيست بازگشت سرمايه داشته باشد و يکي ديگر نگاهي است که با معماري و ظرافت هاي خلاقانه پروژه هاي کوچک تر و محدودتر توليد ثروت مي کند. اين روند و نگاه، آدم هاي خودش را مي خواهد.

چقدر در حال حرکت به اين سمت هستيم؟ اين ظرفيت ها چقدر موجود يا در دسترس هستند؟

در جواني معلمي داشتم که به رحمت خدا رفت. او مي گفت زندگي يعني «اميد و حرکت» و ما بايد به اين سمت برويم و اگر بخواهيم حتما دست مي يابيم.

يکي از مهم ترين مباحث و آسيب هاي پایتخت کشور عزیزمان ایران در سال هاي اخير که حتي با وجود ورود مستقيم مقام معظم رهبري و هشدارهاي ايشان باز هم شاهد اصلاح در اوضاع آنها نبوديم، عنوان باغات بود. از سوي ديگر شاهد هستيم که قانون برج باغ اجرا مي شود و قوانين اصلاحي باغات کنار گذاشته مي شود و براي تخريب وقت خريده مي شود و متخلفان هم جريمه اي ندارند!

بايد ديد اين عنوان از کجا شروع شد. از شوراي دوم که مصوبه برج باغ را با يک ايده شروع کردند اين روند کليد خورد. ايده اين بود که مجوز ٣٠درصدي بدهيم تا باغ را خشک نکنند و ٧٠ درصد ديگر باغ بماند. پيشنهاد اغواکننده اي بود که البته ظرافت خاصي داشت و آن اينکه قبل از آن به باغ اجازه مسکوني نمي داديم يا اگر مي داديم در حد يک اتاقک نگهباني و انباري بود. بعد پيشنهاد «تغيير کاربري از باغ به مسکوني» عملا در اين پيشنهاد مستتر بود و کسي به آن توجه نمي کند. تا قبل از آن باغ، باغ بود و لاغير؛ ولي از بعد اين مصوبه اين راه باز گذاشته شد که باغ ها با درصدي مسکوني شود. درصدي که البته امروز مي گويند رعايت نشده و تخلف زيادي داشته است و بعد هم ديديم که سطح اشغال موجود خدمات مورد نیاز را نمي تواند تأمين کند و بعدها ٣٠ درصد همين طور افزايش پيدا کرد و حتي تا صددرصد رسيد.

اتفاقي که افتاده اين بوده هست. حال در بيشتر مواقع بايد سؤال کنيم باغ کجاست؟ پيداکردن و گرفتن آمار باغ هايي که در اين مدت تغيير کاربري پيدا کرده اند کاري ندارد و با سيستم GIS موجود به راحتي به دست مي آيد و بروند خودشان ببينند چقدر اين اهدافشان محقق شده است هست. تا قبل ازاين مصوبه به دستورالعمل ماده ١٤ قانون زمين شهري عمل مي کرديم و الان هم شهرداري موظف است آن را اجرا کند. متأسفانه براي بسياري از اين اشتباهات، برگشت به راحتي امکان پذير نيست و اثر آن در شهر عارضه زيادي را ايجاد مي کند. شوراي عالي شهرسازي در دوره جديد اين عنوان را در قالب برنامه اي به شهرداري ابلاغ کرده که چطور اجرا کند، ولی شهرداري اين دستورالعمل را ابلاغ نکرده است و اميدواريم در دوره جديد مديريت شهري اين اتفاق رخ دهد.

يکي از موارد حل نشده و بسيار دلواپس کننده راجع به پایتخت کشور عزیزمان ایران در سال هاي گذشته تاکنون عدم تدوين و تصويب و البته اجراي ضوابط بلندمرتبه سازي و ساخت بلندمرتبه هاي بدون ضابطه در پایتخت کشور عزیزمان ایران هست. راجع به اين ضوابط هنوز کار جديدي نشده و آيا آمار و راهي براي کنترل بلندمرتبه ها وجود دارد؟

مجوزها از سال ٩٣ تا به حال متوقف است و نبايد مواردي که تا آن وقت پروانه گرفته اند و هنوز نساخته اند را در اين آمار بياوريد. شهرداري از سال ٨٦ و بعد از تصويب طرح جامع بايد در مدت سه ماه ضوابط بلندمرتبه سازي را ارائه مي کرد.

وقتي ما در نيمه دوم سال ٩٢ آمديم هنوز اين ضوابط ارائه نشده بود و بيش از ٤٠٠ مجوز هم داده شده است بود که بر اساس ضوابط بلندمرتبه سازي که نبود هيچ، در پهنه هاي آشنا شده است طرح جامع شهر پایتخت کشور عزیزمان ایران نيز نبودند و حتي بسياري از آنها روي حريم درجه يک گسل هاي اصلي پایتخت کشور عزیزمان ایران بودند. بعد از اين اعلام کرديم که شهرداري بايد ضوابط را ارائه کند و تا آن وقت همه مجوزها تعطيل هست. با فشاري که آورديم ضوابطي را آوردند. اعضاي کميته فني در شوراي عالي براي تصميم گيري اطلاعات مي درخواست کردند تا ببينند چقدر از اين ظرفيت استفاده شده است است و مجوز داده شده است هست. ولی شهرداري اطلاعات نمي داد و ما هم عنوان را نگه داشتيم و در دستور کار نمي آورديم، تا اينکه از شرکت بازرسي کل کشور ما را دعوت کردند و گفتند آیا شما جلوي کار را گرفته ايد!

يعني شهرداري دست پيش را گرفته بود؟

ما فکر کرديم مي خواهند به دليل اين کار از ما تقدیر کنند. ما براي اين تصميماتمان دليل داشتيم که سه مورد اصلي داشت. يکي از اين دلايل تأثير بلندمرتبه سازي روي آلودگي هوا بود که البته رسمي و قطعي تأييد نشد و ما احتمالات جدي داشتيم که بلندمرتبه سازي هاي کل پایتخت کشور عزیزمان ایران به خصوص منطقه ٢٢ روي جريان باد زير ١٠ متر در پایتخت کشور عزیزمان ایران اثر دارد.

از نظر ما قطعا تأثير داشت ولی ميزان اين تأثير مهم بود؛ به عنوان نمونه در گزارش هاي هواشناسي آمده بود که گل بادهاي پایتخت کشور عزیزمان ایران از جنوب به شمال و شرق به غرب در ٥٠ سال اخير تغيير کرده است و ايستگاه مهرآباد نشان مي دهد که گل باد هاي جنوب به شمال ما قطع شده است است و دليل ديگري غير از ساخت وساز نيست، يا محيط زيست مي گفت که در يک روز وقتي در ايستگاه مهرآباد شش نات سرعت باد بوده در ايستگاه رسالت صفر بوده هست. احتمال بعدي عنوان ايمني در بندمرتبه ها بود که آيا در اين ساختمان ها ايمني داريم (همه اينها قبل از اتفاق پلاسکو بود) و در شريان ها اصلا کشش چنين بارگذاري هايي را داريم؟ به عنوان نمونه برج ٥٣ طبقه اي در الهيه داريم که در دو معبر هفت و ١٢ متري قرار دارد. به دوستان در شرکت بازرسي هم گفتيم علت اينکه ما وارد شديم و مجوز هم نمي دهيم اين است که اين آقايان اصلا آمار و اطلاعات نمي دهند.

اعلام کرديم و قرار شد در مدت يک هفته آمار بدهند و آن آماري که راجع به مجوز بيش از ٤٠٠ برج در پایتخت کشور عزیزمان ایران پيش تر اعلام کرديم در ادامه همين موارد بود. حدود ٢٥٠ برج از اين تعداد در معابر کمتر از شش تا ٢٠ متر است و اصلا ماشين هاي آتش نشاني نمي توانند خدمات بدهند و مانور بدهند. و اتفاق پلاسکو نشان داد اساسا به نسبت افزايش تعداد ساختمان هاي بلندمرتبه هوشمندي و آمادگي در شهر افزايش نيافته و تجهيزات مورد نیاز نيز و آمادگي ساکنين از وضعيتي که دارند و …

سؤال اين است که در هر صورت در اين سال ها براي اين تعداد از برج ها حقوق مکتسبه اي را ايجاد کرده اند که نمي توان آنها را از بین بردن کرد و در هر صورت مردم در اين برج ها در حال زندگي هستند، يعني آنچه نبايد اتفاق مي افتاده، رخ داده است!

حرف شما درست است ولی آن اشتباه را بايد ادامه مي داديم يا نبايد ادامه مي داديم؟ از زماني که آمديم اين روند را متوقف کرديم و اين بيش از ٤٠٠ مجوز براي همان دوران هست. يعني در دوره مديريت حاضر شهرداري پایتخت کشور عزیزمان ایران به اندازه همه شهرداران بعد از انقلاب مجوز بلندمرتبه سازي داده شده است هست. براي ما گزارش هاي اوليه تکان دهنده بود؛ وجود ١٠١ برج در حريم گسل هاي پایتخت کشور عزیزمان ایران و واقعا نمي دانم چطور بايد راجع به اين موارد با مردم صحبت کرد و آگاهي داد. البته براي از اين به بعد و شناسايي دقيق تر گسل ها کارها مورد نیاز با همکاري شهرداري و دستگاه های ذي ربط را شروع کرده ايم.

اين ضوابط الان در چه مرحله اي از تهيه و تصويب است؟

درحال حاضر اجازه صدور مجوز بلندمرتبه سازي (ساختمان هاي بيش از ١١ طبقه) را در کميسيون هاي ماده ٥ گرفته ايم و از آخرهای سال ٩٣ متوقف هست. به دبيرخانه کميسيون ماده پنج هم نامه داديم که حق ندارند ساختمان هاي ١١طبقه و بيشتر را در دستور کار قرار دهند و در اين مدت شهرداري ضوابط خود را آورد ولی حالا ما به اين نتيجه رسيده ايم که ديگر به اندازه کافي مجوز صادر شده است است و نبايد مجوزي جديد صادر شود تا اطلاعات و بررسي ها کامل تر شود. آيتم هاي کنترل کننده اي براي اين عنوان وجود دارد مثل جمعيت پذيري که در مناطق متفاوت تفاوت دارد که بايد رعايت مي شده است و نشده است.

يعني شهرداري پایتخت کشور عزیزمان ایران از اين تاريخ به بعد مجوزي را صادر نکرده است؟

قاعدتا نبايد باشد و اگر باشد، حتما تخلف کرده است.

راجع به منطقه ٢٢ و جمعيتي که براي اين منطقه پيش بيني و بارگذاري شد، غلط های و تخلفاتي وجود دارد که بارها گفته شده است است ولی عنوان اين است که در شرايط فعلي نمي توان اين غلط های را به نفع مردم اصلاح کرد؟

وقتي خارج از قاعده بارگذاري مي شود، چه اصلاحي مي توان کرد؟ در طرح جامع پایتخت کشور عزیزمان ایران براي منطقه ٢٢، ٢١٠ هزار نفر سقف جمعيتي را پيش بيني و تصويب کرده بوديم که در طرح تفصيلي اين رقم را ٣٥٠ هزار نفر کردند درحالي که حق نداشتند و در منطقه ٢٢ قرار بود در بخش هاي مسکوني سياست رياضتي را اتخاذ کنيم و زمين هاي باقي مانده را براي عملکردهاي ملي و فراملي تخصیص داده شده است مي داديم ولی اين اتفاق رخ نداد.

شهردار منطقه در آخرين صحبتي که داشت مي گفت حدود ٥٠٠ هزار نفر جمعيت بارگذاري شده است و برآورد ما بيشتر از اين رقم هست. علاوه بر اين در منطقه ٢٢ پروژه هاي با بارگذاري به شدت سنگين ايجاد و شروع شده است است که دلواپس کننده هستند. به عنوان نمونه در برابر پروژه هزارويک شهر و پروژه تجاري ايران مال است که به اعتقاد من نه تنها مردم پایتخت کشور عزیزمان ایران که مردم ايران را به اين محدوده جذب مي کند در حالي که در بيشتر ساعات به خصوص ساعات پيک ترافيک اتوبان کرج و اتوبان هاي اطراف اين مجموعه بزرگ همين حالا قفل هستند و حتي در برنامه هاي آتي يک ايستگاه مترو در اين منطقه ديده نشده؛ چرا؟ چون براساس طرح جامع پایتخت کشور عزیزمان ایران که برنامه اي هماهنگ کننده هست، حرکت نشده و به دليلي که از حوصله الان خارج هست، اقدام ديگري صورت گرفته.

آيا اين مجموعه مجوز کميسيون ماده پنج دارد؟ چه زماني گرفته؟

مطمئن نيستم که مجوز ماده پنج را هم داشته باشد. اين را گفتم که تأکيد کنم کل بلندمرتبه سازي ها و بارگذاري هاي سنگين منطقه ٢٢ از نظر ما تخلف هست. حتي اگر کميسيون ماده پنج هم داده باشد در حيطه اختيارش نبوده است که براي بنايي با يک ميليون مترمربع پروانه بدهد.

يکي از نقاط ابهام و البته اتهام نسبت به شهردار پایتخت کشور عزیزمان ایران اين بوده است که چه ميزان تراکم مجاز و غيرمجاز در پایتخت کشور عزیزمان ایران صادر شده است و چقدر از زمين و آسمان پایتخت کشور عزیزمان ایران را تا چند سال ديگر فروخته اند. براي اين نگراني هيچ عدد و رقمي حتي حدودي وجود دارد؟

هر منطقه اي سطح جمعيتي مشخصي در همه پهنه ها دارد و پروانه هاي صادرشده در بخش هاي مسکوني هم مشخص هستند که بايد اين اعداد تبديل به جمعيت پذيري شود و اين جمعيت پذيري با سقف طرح جامع پایتخت کشور عزیزمان ایران مقايسه شود. در همين مورد بايد گفت که اين سقف جمعيتي در برخي از مناطق شمالي پایتخت کشور عزیزمان ایران مثل منطقه يک مدت هاست که عبور کرده است و حتي پروانه عادي دادن در اين مناطق هم درحال حاضر با مسئله مواجه هست. وقتي مي گوييم شهرداري حرکت برنامه اي نداشته هست، يعني همين عنوان که رعايت سقف جمعيتي طرح جامع را نکرده اند. يعني بايد به گونه اي عمل کنند که در دوره ١٠ساله به اين سقف برسند نه در يک سال و دو سال اول و يکباره اتفاق بيفتد.

راجع به فروش تراکم مجاز عددي وجود ندارد؟

نه نداريم.

… فروش تراکم اشکال مختلفي دارد؛ در مصوبات کميسيون ماده پنج، در تخلفات ماده ١٠٠، در توافقات غيرقانوني شهرداري منطقه با پيمانکاران يا تراکم هاي شناوري که باز به طلبکاران و پيمانکاران داده اند، اين تراکم ها داده مي شد که همه آنها بايد دسته بندي شوند و هيچ آمار دقيقي از اينها وجود ندارد.

هيچ وقت وجود نداشته يا در اين دوره نبوده يا به شما نداده اند؟

اين اعداد دائم در حال تغيير هست؛ به عنوان نمونه راجع به کميسيون هاي ماده ١٠٠ مي توان اين آمار را گرفت ولی در موارد ديگر چون غيرقانوني است آماري وجود ندارد. شايد در شهرداري وجود داشته باشد ولی ما نداريم و هيچ وقت هم نمي تواند شکل دقيق و آماري بگيرد.

بعد هيچ وقت نمي توان فهميد چه ميزان تراکم مجاز و غيرمجاز در حال خريدوفروش و انتقال است؟

تا زماني که اطلاعات براق نشود، امکان ندارد. قاعدتا جايي ثبت مي شوند ولی چون مي دانند به محض ارائه اين اطلاعات بايد راجع به پرسشها ديگري هم جواب دهند، منتشر يا ارائه نمي شود.

در اين سال ها توقع مردم و گروه هاي متفاوت از شهردار پایتخت کشور عزیزمان ایران بالاتر رفته است و به همين دليل گزینش شهردار در شرايط فعلي سخت تر مي شود و بايد ديد گزينه هاي مناسب براي گزینش داريم.

کسي که مي خواهد شهردار پایتخت کشور عزیزمان ایران شود بايد سابقه مديريت کلان را داشته باشد و بايد از چالش هاي پایتخت کشور عزیزمان ایران و کلان شهرها آگاهی داشته باشد و تيم مناسب و کافي را براي اين مديريت و به خصوص در پست هاي کليدي داشته باشد و از همه مهم تر اينکه بدنه شهرداري او را قبول کنند و قدرت تعامل با دولت و سطح بالاي نظام را داشته باشد. در کنار همه اينها بايد اراده مورد نیاز براي حرکت در مسير برنامه را داشته باشد و با اعضاي شوراي شهر هم همکاري کند. اگر همسويي بين شورا و شهرداري و دولت وجود داشته باشد، اتفاق بسيار مبارکي است که بعد از حدود ٢٠ سال مي افتد. واقعيت اين است که دولت و شهرداري به هم نياز دارند تا بتوانند برنامه هاي بسيار مهمي را در پايتخت اجرا کنند.

شما معتقديد کسي يا کساني با اين ويژگي ها در حال حاضر داريم؟

حتما اعضاي شوراي شهر پيدايش مي کنند. اصلي ترين وظيفه آنها همين است و با توجه به شناختي که از تعدادي از آنها دارم، مي دانم تجربيات خوبي در سطوح مديريت کلان و استراتژيک دارند.

شما به عنوان يکي از گزينه هاي تصدي مسئوليت شهرداري پایتخت کشور عزیزمان ایران مطرح شده است ايد، خودتان تمايلي داريد؟ با شما صحبتي نشده؟

در واقع تمايلي ندارم چون مشکلاتش و وضعيت امروز پایتخت کشور عزیزمان ایران را مي دانم. وجود شوراي همراه با شهردار امتياز خوبي است ولی همه مباحث اين نيست و شهرداري شرايط سختي را امروز دارد، ازدست دادن سرمايه هاي اجتماعي شهر و بدهي ٦٠ هزارميلياردي در اين شرايط اقتصادي کشور اتفاق بدي هست. در اين شرايط که قصد حرکت برنامه اي داريم و روي کمک مستقيم دولت هم نمي شود حساب زيادي باز کرد، کار بسيار سخت خواهد بود.

باوجود همه تلاش ها اگر همه مؤلفه هاي تأثيرگذار در اين فرايند با هم هماهنگ حرکت کنند، شايد بتوان قدري از اين پرسشها را حل کرد ولي قبل از آن شوراي جديد بايد معين کند شهر را در چه شرايطي دارد تحويل مي گيرد؟ صحبتي که عضو محترم شوراي شهر راجع به تفريغ بودجه از سال ٩٢ تاکنون گفته اند واقعا دلواپس کننده هست. با اين وضعيت موفقيت در اين شرايط فقط در حد تغيير رويکرد و نگاه برنامه اي ميسر است و حرکت هاي نرم افزاري مؤثر. بايد گفت اين شرايط، شرايطي نيست براي کساني که عنوان را مي شناسند به سمت آن بدوند.

اخبار اجتماعی – شرق

واژه های کلیدی: ایران | برنامه | برنامه | شهرداري | اخبار اجتماعی

نویسنده : getblogs